جایگاه عشق در اندیشه بزرگان ادب و هنر

مدیر انجمن: شورای نظارت

نمایه کاربر
GOD Send
Administrator
پست: 7350
تاریخ عضویت: پنج شنبه 2 اردیبهشت 1389, 7:00 pm
تشکر شده: 5 دفعه

جایگاه عشق در اندیشه بزرگان ادب و هنر

پست توسط GOD Send » جمعه 25 آذر 1390, 11:15 am

<p><span style="color: #ff0000;"><strong>از صدای سخن عشق ندیدم خوش تر... &nbsp;&nbsp;&nbsp; &nbsp;</strong></span><br />&nbsp;&nbsp; &nbsp; &nbsp;&nbsp;&nbsp; <br />&nbsp;<br />&nbsp;<br /><br /><span style="color: #000080;">از میان مفاهیم گوناگون مطرح شده در ادبیات، بی گمان مضمون &laquo;عشق&raquo; یکی از جذاب ترین و درعین حال چالش برانگیزترین موضوعاتی است که در اشکال مختلف به آن پرداخته شده است. زیرا عشق زبانی جهانی و فرازمانی دارد. عشق کلیدی ترین و کاربردی ترین کلمه در دیوان حافظ است. قفل فروبسته بسیاری از معانی و مفاهیم دیوان حافظ را تنها با کلید سه دندانه عشق می توان گشود؛ عشق این ماندگارترین و دل نوازترین صدا در همه اعصار در زیر این گنبد دوار.</span><br /><br /><span style="color: #000080;">از صدای سخن عشق ندیدم خوشتر</span><br /><br /><span style="color: #000080;">یادگاری که در این گنبد دوار بماند</span><br /><br /><span style="color: #000080;">عشق به تعبیر حافظ مبنا و انگیزه آفرینش بوده است.</span><br /><br /><span style="color: #000080;">در ازل پرتو حسنت ز تجلی دم زد</span><br /><br /><span style="color: #000080;">عشق پیدا شد و آتش به همه عالم زد</span><br /><br /><span style="color: #000080;">عشقها و اشتیاق هایی که در زندگی واقعی گوته شاعر و متفکر آلمانی وجود داشته، تأثیری مستقیم در آثارش به جاگذاشته است. به طوری که یکی از مفاهیم کلیدی دیوان &laquo;غربی شرقی&raquo; گوته &laquo;عشق&raquo; است.</span><br /><br /><span style="color: #000080;">فصل حقیقی عشق لحظه ای است که</span><br /><br /><span style="color: #000080;">دریابیم که تنها ماییم که عاشقیم</span><br /><br /><span style="color: #000080;">و کس دیگری چون ما عاشق نبوده است</span><br /><br /><span style="color: #000080;">و هیچ کس دیگر نیز چون ما عاشق نخواهد بود.</span><br /><br /><span style="color: #000080;">اما عشق درنظر ونسان ونگوگ، نقاش بزرگ هلندی: &laquo;عشق جاودانه است، شاید شکل آن تغییر کند، اما جوهر یکی است. تفاوت بین عاشق و غیرعاشق، همان تفاوت بین چراغ روشن و خاموش است. چراغ آنجاست و به کار می آید، اما اکنون نور نیز می افشاند، و همین نورافشانی، کار حقیقی آن است. بهترین راه شناخت زندگی، بسیار عشق ورزیدن است.&raquo;</span><br /><br /><span style="color: #000080;">در تمام دنیا نیرویی برتر از نیروی عشق وجود ندارد. احساس عشق بالاترین حد فرکانسی است که می توانید به سوی کائنات بفرستید اگر می توانستید هر فکری را در هاله ای از عشق بپیچید، اگر می توانستید هرچیزی و هرکسی را دوست داشته باشید، زندگی شما دگرگون می شد. چنانچه درمورد هلن کلر این طور واقع شد:</span><br /><br /><span style="color: #000080;">&laquo;به عمق نومیدی رسیده بودم و تاریکی چتر خود را برهمه چیز کشیده بود که عشق از راه رسید و روح مرا رهایی بخشد. فرسوده بودم و خود را به دیوار زندانم می کوبیدم، حیاتم تهی از گذشته و عاری از آینده بود و مرگ موهبتی بود که مشتاقانه خواهانش بودم. اما کلامی کوچک از انگشتان دیگری، ریسمانی شد در دستانم، به آن ورطه پوچی پیوند خورد و قلبم با شور زندگی شعله ور شد. معنای تاریکی را نمی دانم، اما آموختم که چگونه بر آن غلبه کنم.&raquo;</span><br /><br /><span style="color: #000080;">گویند عشق آتشی است که در دل آدمی افروخته می شود و براثر افروختگی آن، آنچه جز دوست است، سوخته می گردد و از طرفی می گویند عشق را باید تجربه کرد تا دریافت.</span><br /><br /><span style="color: #000080;">پرسید یکی که عاشقی چیست؟ گفتم که مپرس از این معانی</span><br /><br /><span style="color: #000080;">آنگه که چو من شوی ببینی</span><br /><br /><span style="color: #000080;">آنگه که بخواندت بخوانی</span><br /><br /><span style="color: #000080;">اگرچه حل مشکل عشق، با اندیشه و دانش دشوار است، اما این دغدغه را در انسان پدید می آورد که اندیشه و دانش نیز درحل این مشکل می توانند نقش داشته باشند. مگر نه این است که این نکته در اسلام پیشینه ای دراز آهنگ دارد، که هرکس عشق ورزد و پاکدامنی جوید و راز خویش آشکار نکند و به زندگی بدرود گوید، شهید است و در روز بازپسین خداوند او را در سایه خویش پناه می دهد.</span><br /><br /><span style="color: #000080;">مولانا عشق را به دریای عدم تعبیر می کند که عدم رمز نیستی و فناست.</span><br /><br /><span style="color: #000080;">پس چه باشد عشق دریای عدم</span><br /><br /><span style="color: #000080;">درشکسته عقل را آنجا قدم</span><br /><br /><span style="color: #000080;">یکی از بزرگ ترین خطوط اشتراک بین مولوی و تاگور، توجه به عشق است. و اینکه هر دو عشق را مغز کائنات می دانند.</span><br /><br /><span style="color: #000080;">مولوی عشق را خمیر مایه هستی و دلیل حرکت عالم می داند. تا گور هم برپایی جهان، سرمایه هستی، دلیل بودن و راز بقا را عشق می شناسد. او معتقد است که همه جهان گذران است و همه چیز فرسوده می شود و تنها عشق جاودانه می ماند و همواره تازه است.</span><br /><br /><span style="color: #000080;">زبان هرکس گویای اندیشه ها، عقاید و بازتاب احساسات اوست. چنان که عشقی که سعدی از آن سخن می گوید و دیعه ای است ازلی و جاودانه ساری در همه پدیده ها و هنر آن نیز درد والم و رنج است. عشقی که سعدی آشکارا از آن سخن می گوید متضمن معانی لطیف عرفانی و اخلاقی است و آنچه او را از خود بیخود می کند نه صورت که صورت نگار است .</span><br /><br /><span style="color: #000080;">مشاهیر جهان درمورد عشق نظرهای مختلفی داشته اند:</span><br /><br /><span style="color: #000080;">ویکتور هوگو: بگذار تا همیشه، حقیرترین غم ها، یا ناچیزترین شادی های خود را به هم بگوییم... این اعتمادها، این همدلی باشکوه، هر دو حق و وظیفه عشق اند.</span><br /><br /><span style="color: #000080;">جورج الیوت: نه تنها دوست دارم دوستم بدارند، بلکه دوست دارم بشنوم که دوستم دارند.</span><br /><br /><span style="color: #000080;">افلاطون: عشق، شادی خوبان، شگفتی عاقلان و حیرت خدایان است.</span><br /><br /><span style="color: #000080;">تولستوی: همه چیز و هر آنچه را که درک کردم، مدیون عشق ورزیدن یافتم.</span><br /><br /><span style="color: #000080;">امرسون: عشق سرانجام ادب است و بزرگواری.</span><br /><br /><span style="color: #000080;">سنت اگوستین: عشق زیبایی روح است.</span><br /><br /><span style="color: #000080;">لرد بایرون: عشق بارقه ای است از ملکوت، اخگری از آن آتش جاویدان.</span><br /><br /><span style="color: #000080;">عشق در نزد نزارقبانی دارای ویژگی های خاصی است. در شعر نزار، &laquo;عشق به معشوق&raquo; برجسته تر است. مهم تر اینکه نزارقبانی شاعر شادی های عشق است.</span><br /><br /><span style="color: #000080;">اما عشق در همه چیز صبر می کند و همه را باور می کند و در همه حال امیدوار است و همه چیز را تحمل می کند. چنان که سهراب سپهری عشق را علت همه پدیده ها، همه بی خبریها و آگاهی ها و سکوت ها، جدایی ها و زمزمه ها را ریشه در عشق می داند و عاشق بودن برای زیستن را حتمی می داند وگرنه زیستن حرام است. عشق، فاصله میان خدا و هستی است و شاید عشق دلیل هستی است و عشق منشأ صبر است و تنهایی. عاشق موجودی است صبور که جز صبر چاره ای ندارد. عاشق موجودی تنهاست که دست به دست ثانیه ها روی نور می خوابد و عشق یک قدرت ماورایی است که همه چیز جز خدا بدان منتهی می شود و زمان لهجه ای از عشق است و بهترین چیز نگاهی است که از حادثه عشق برای انسان به ارمغان رسیده است.</span><br /><br /><span style="color: #000080;">بیا تا برایت بگویم چه اندازه تنهایی من بزرگ است</span><br /><br /><span style="color: #000080;">و تنهایی من شبیخون حجم تورا پیش بینی نمی کرد</span><br /><br /><span style="color: #000080;">و خاصیت عشق این است.</span><br /><br /><span style="color: #000080;">کلام آخر اینکه قصه غریب و حدیث عجیب عشق بسی گسترده تر از آن است که در مجالی اندک بتوان از آن سخن گفت و حق آن را ادا کرد.</span><br />&nbsp;&nbsp;&nbsp; &nbsp; &nbsp;&nbsp;&nbsp; &nbsp;<br />&nbsp; &nbsp;&nbsp;&nbsp; &nbsp;<br />&nbsp;&nbsp;&nbsp; &nbsp;<br />&nbsp;<br />&nbsp;<br /><span style="color: #000080;">&nbsp; &nbsp;&nbsp;&nbsp; &nbsp; &nbsp;&nbsp;&nbsp; &nbsp; &nbsp;&nbsp;&nbsp; ناهید زندی پژوه</span><br /><span style="color: #000080;">منابع:</span><br /><span style="color: #000080;">۱ بایرون، روندا. مترجم فتحعلی، عطاء. تهران: منشأ دانش، .۱۳۸۷</span><br /><span style="color: #000080;">۲ پورمحمدی، ضیاء. به سمت گل تنهایی، نیم نگاهی به اشعار سهراب سپهری. ادبیات معاصر، شماره چهارم، مرداد.۱۳۷۵</span><br /><span style="color: #000080;">۳ پولیس شوتز، سوزان، مترجم براتی، عبدالعلی. صدای سخن عشق. تهران: نسیم دانش، .۱۳۸۶</span><br /><span style="color: #000080;">۴ حبیبی کاسب، سارا، ذات علیان، غلامرضا. عشق در رمان در جست وجوی زمان از دست رفته. مجله پژوهش زبان ها و ادبیات خارجی، شماره۵۱، بهار.۱۳۸۸</span><br /><span style="color: #000080;">۵ حسین پور، علی. بررسی مقایسه ای مفهوم عشق در نگاه حافظ، گوته و پوشکین. مجله دانشکده ادبیات و علوم انسانی، شماره۸۴۸ بهار .۱۳۸۴</span><br /><span style="color: #000080;">۶ رشیدی، خسرو، تحلیل محتوای مفهوم عشق در غزل سعدی. کتاب ماه ادبیات و فلسفه، شماره۶ و۵، اسفند۷۹، فروردین.۸۰</span><br /><span style="color: #000080;">۷ شیری، قهرمان. تاریخی نگری و اعتدال گرایی در مکتب داستان نویسی خراسان. مجله دانشکده ادبیات و علوم انسانی، شماره۱۵۱، زمستان .۱۳۸۴</span><br /><span style="color: #000080;">۸ طاهری نیا، علی باقر؛ کولیوند، فاطمه؛ طهماسبی، زهرا. بررسی سیمیالوژی مضمون عشق در اشعار نزارقبانی و حمید مصدق. ادبیات تطبیقی دانشگاه شهید باهنر کرمان، شماره اول، پاییز .۱۳۸۸</span><br /><span style="color: #000080;">۹ مشهور، پروین دخت. مولوی و تاگور. نامه پارسی، شماره چهارم، زمستان .۱۳۷۹ &nbsp;&nbsp;&nbsp; &nbsp;</span><br />&nbsp;<br /><span style="color: #000080;">&nbsp; &nbsp;&nbsp;&nbsp; &nbsp; &nbsp;&nbsp;&nbsp; &nbsp; &nbsp;&nbsp;&nbsp; روزنامه کیهان</span></p>


<p style="text-align: center;"><br />مقالات نجومی</p>
<p style="text-align: center;">مدیریت بحران،زمان،کیفیت و سرمایه گذاری</p>
<p style="text-align: center;">بیماری های پوست و مو<br /></p>
<p style="text-align: center;">آشپزخانه زحل</p>
<p style="text-align: center;">تناسب اندام و رژیم های غذایی</p>
<p style="text-align: center;">(&macr;`&bull;. دفتر شعر زحل .&bull;&acute;&macr;)</p>
<p style="text-align: center;">گیاه پزشکی</p>
<p style="text-align: center;">تاریخ و باستان شناسی</p>

بازگشت به “شعر و قطعات ادبی - poem”

چه کسی حاضر است؟

کاربران حاضر در این انجمن: CommonCrawl [Bot] و 0 مهمان